تبليغاتX
نازنین عاشق

نازنین عاشق

 

یادت نره دوست دارم

 

 کلی دلم تنگ برات

   دارو ندارمو بگیر

                       مال خودت

                               مال چشات...

خورشیدو بردارو بیار

آفتابی شو به خاطرو

قرارمون یادت نره ....

دوست دارم یادت نره

 

می پرستمت

نازنینـــــــــــــــــــم !

بی تو اینجا نا تمام افتاده ام

پخته ای بودم که خام افتاده ام

گفته بودی تا که عاقلتر شوم

آه ، می خواهی مگر کافر شوم

من سری دارم که می خواهد کمند

حالتی دارم که محتاجم به بند

کاشکی در گردنم زنجیر بود

کاشکی دست تو دامنگیربود

عقل ما سرمایه دردسر است

من جهان را زیر وبالا کرده ام

عشق خود را در تــــــو پیدا کرده ام

من دگر از هر چه جز دل خسته ام

عهد یاری با دل دل بسته ام

بر لب تو خنده مجنونی ام

خنده تو رنگی از دلخونیم

 

 

 

 

ای خدا امشب دلم خیلی پره

 می خوام باهات حرف بزنم .

حرفایی که حرف دله

می خوام بگم خسته شدم

خسته شدم از روزگار

 از این دیار

دیار پرشرم وحیا   دیار پررنگ و ریا

می خوام بگم که ای خدا

  دوست دارم بی انتها

می خوام که فریاد بزنم

از ته دل داد بزنم

  بگم چرا به من یه دل خسته دادی

 یه دل پر از غم و یک لب بسته دادی

به خدا خسته شدم

از درها از پنجره 

از همون شاپرکی که رو گلها می پره

 حتی از ستاره که اون بالا چشمک می زنه.

حتی از مرغابی ها

از گلها.پروانه ها

از خودم .همسایه ها

 از همه خسته شدم

 

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت21:25توسط نازنین | |